دچار

یکی دچار شکم

دیگری چشم و ابروی خمار

یکی گرفتار معبود لایموت

هر کس به دردی گرفتار

و گردو هم دچار غرور کاذب

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اسما

جدیدن رفتی تو فاز فلسفه ...[پلک]

فقط من!

خب مغرور نباش برادر من ![ابرو]

مرجان

و منم گرفتار گرسنگی ! [نیشخند] شکمم داره قارو قور میکنه ، یخچال خالیه ! خب من الان چکار کنم ؟ اگه تلف شم از گرسنگی کی پاسخگوه ؟! [نیشخند]

اسما

حالا مثلا خا ستی مچ گیری کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عاقا ما دوسط داریم قلت املایی داشطه باشیم ... والا [نیشخند] اون واقعا رو هم واقعن نوشتم واسه خنده [لبخند]

مریم

دچار باید بود وگرنه زمزمه ی حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد

مریم

دچار یعنی عاشق[پلک]

رضا .م

عاقبت غرور گردو چکشه !!! که بخوره تو سرش !![نیشخند]

رضا .م

هر کس به تمناي کسي غرق نياز است// هر کس به سوي قبله ي خود رو به نماز است// هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است...

ياسمين

اما بنظر من خنده نداره محمدجان بنظرم عشق نه سن داره و نه اختلافات حالیش میشه البت واقعیش نه عشقای مسخره ای که این روزا مد شده چشات سگ داره و گاو داره و سوسک و کروکردیل داره و از این تریپا....[ابرو]واللللااااا

نگار

دچار بودن حس خوبیه....کاش همیشه دچار بهترین ها باشیم.