امروز

-صبح

یک بلوک سیمانی 7 کیلویی از طبقه سوم افتاد و در فاصله 20 سانتی متری من روی زمین افتاد

-ظهر

یکی از همکاران زن و بچه دار ما در عین ناباوری اخراج شد به دلیل اینکه زیرا

-شب

سود سهام به حساب واریز شد

/ 16 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
homa

هستم!خواننده ی خاموشم[چشمک]

رضا .م

سلام بر خورزمار خومون ! 7 كيلو كه چيزي نيست ..مي خوردم به سرت چيزيت نمي شد..مردي گفتن ! ظهر ....اين اتفاقا اكثرا ظهر مي افته ! شب .. جدي ؟ كي ؟ يارانه هم واريز شد ؟ جور كنيم بريم دبي تفريح ؟

رضا .م

دقت کردی این خانم دکترا همه شون یهو غیبشون زد ؟ مونا ..هما ..زهرا ..فروغ ( فروغم یه پا دکتر شده بود دیگه ! )

رز

آخی طفلک الان چقد غصه میخوره [ناراحت] خوچ بحالت[نیشخند]

homa

chi pak shod????[سوال]

homa

خب اونو که خودمم فهمیدم.چی چی داشت.من که ندیدم!سکرته؟ راستی ...دیدین برگشتم.....خخخخخخخخخ(به شیوه ی سنجد خوونده بشه)[نیشخند]

زهرا

اصولا فراموشی مطلق نداریم مگر در شرایطی که خیلی طرف به خودش فشار بیاره یا واقعا اون مسئله اهمیت زیادی نداشته باشه در غیر این صورت همه چی یه جایی در نقطه ای دوووور در مغز انباشته میشه و ممکنه تاثیرگذار هم باشه نه خوبه و نه بد!ولی لازمه... ما هستیم دوستان فقط در حال ریکاوری میباشیم[شرمنده]

نگار

سلسله اتفاقاتی که وقتی شب موقع خوابیدن بهشون فکر می کنیم هزار جور تحلیل سراغمون میاد....نمی دونیم برای خودمون خوشحال باشیم یا برای ناکامی فرد دیگه ناراحت...نفسی می کشیم و خدا رو شکر می کنیم و برای اون بنده خدا که اوضاعش خوب پیش نرفته دعا می کنیم تا براش موقعیت بهتری فراهم بشه. [گل]

فراز

همکارتو فروختی الان عذاب وجدان گرفتی :D ولی چقدر کلاست بالاسا کار داری مثل ما بی کار نیستی :D