نا خواسته

تو کارگاهمون یه گربه سیاه بود

خیلی زشت،  نحیف و ایضا کثیف

موهای تنش هم ریخته بود

هیچ کس دوسش نداشت من جمله من

تنها کسی هم که بهش توجه میکرد

کسی بود که اگر سر حوصله بود بهش سنگ پرتاب میکرد

الان دو هفته میشه که دیگه خبری ازش نیست

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آیناز

آقای مهندس میبخشیدااااااااااا خوبه گفتم مطالب... بس مسلما این مطلب مد نظرم نبوده واسه شاد شدن[خنثی ..... حالا که دعا نمیکنید.. فال که میتونید بگیرید[نیشخند] بس فال میخوامok

مرجان

زشت و کثیف بود ولی اونم دل داشت ، نداشت ؟! [ناراحت]

مریم

آنهایی که دوستانشان سخته کسایی هستن که به عشق نیاز بیشتری دارن. دلم واسش سوخت[ناراحت]

مریم

حتمن جای بهتری پیدا کرده شایدم ازدواج کرده[نیشخند]

رضا .م

آخی طفلک ...[اوه] درکش می کنم !

آیناز

آآآآآآآآآخی گناه داشت حیوونی... [ناراحت]

آذرجون

اصلا قبول نیست برای اینکه دوست داشته شوی باید زیبا باشی ... آخه اون گربه هم که دل داشت[ناراحت]

غریب آشنا

جانم به این پیشی! کجاست الان؟!! برو بگرد پیداش کن! نگرانم کردی!![نگران]

نگار

ما آدمها (همه نه، شاید اکثریت غالب) عادت کردیم چیزی یا کسی رو که با معیارهای تحسین شده اطرافیانمون جور درنمیاد، دک کنیم. بعضی از ما شاید حتی در درون از اون چیز یا شخص خوشمون بیاد اما همرنگ جماعت میشیم. البته استثنا هم داره.

دلسرخ

تو خونه ما طوله کرده،کنار مرغا میخوابن. چه جلافتا