کوزه

پیرمرد عکاس در کوزه افتاد و خاطره های زیادی فراموش شد

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
homa

[اوه]هی خوندمش ...ینی چی؟؟؟جدول که حل نمی کنیم که!خب یکم راهنمایی بفرمایین چرا افتاد؟[هیپنوتیزم]

آیناز

وووووووووووووووو خاطره های زیادی فراموش شد... کاش خاطرات تلخ زودی فراموش بشه.

homa

آهااااااااااااااااااااااا[تایید]

رضا .م

میرن ادما از اونا فقط خاطره هاشون به جا می مونه ...[گل]

رضا .م

ولی حال کردی با یه حرف من هما برگشت سر خونه زندگیش ؟![نیشخند]

غریب آشنا

سلام داداشم خوبی؟ در چه حالی؟!![قلب][گل][گل][گل]

فقط من!

سایت کودکان رو میخونی؟![نیشخند]

آذرجون

واقعا میگماااااااا ا نظر دادن به این مطلبتون از جواب دادن به سوالات کنکورم سختره[نیشخند] اونم کنکو ارشدااااااااااا[خنده][چشمک]

مرجان

عکساش که بجا موند پس خاطره هاشم میمونه . [لبخند]

نگار

خدا رحمتش کنه. عکس ها عجیب خاطرات رو بایگانی می کنند. جوری که هربار سراغشون میریم انگار اون خاطره همچنان زنده هست و با تمام احساس همون زمان بهمون هجوم میاره. شاید زیادی کهنه گرا باشم، اما نمی دونم چرا عکس های کاغذی توی آلبوم بیشتر از این عکس های دیجیتالی برام خاطره انگیزن. شاید چون مربوط به زمانی هستن که کودک بودیم و دنیا ساده و آفتابی.... پ.ن: از کجا به کجا رسیدم؟!! [نیشخند]