برادر مرگ

به دنبال جایی امن به گوشه ای  تاریک خزیده بود

میدانست که امنیت هر جا که باشد آنجا نیست

ترس فرمان روای قلب او بود و مدام امید واهی میداد که:

کسی می آید و تو را نجات خواهد داد

 

/ 10 نظر / 21 بازدید
فقط من!

و رفته رفته دریافت که کسی نخواهد آمد!! آن گاه یاد گرفت تا نترسد[پلک]

مریم

همون داداش بزرگه ترس هستاااا، همون که بیاد نجاتش میده

یک پیر

بالاترین قدرت انسان تفکره . وقتی میتونه فکر کنه پس میتونه زندگیش رو جوری بسازه که دوست داره

homa

"ما می ترسیم چون فرار می کنیم نه اینکه فرار می کنیم چون می ترسیم" بدترین چیزهایی که منو می ترسونه تغییره...فرار می کنم ولی آخرشم یقه ی منو می چسبه و بعد می بینم بد نبوده که هیچ گاهی خیلی هم خوب بوده.دارم تمرین می کنم فرار نکنم! من خیلی شجاع هستم ها [نیشخند]

مرجان

تا حالا از هرچی ترسیدم سرم اومده . اینه که جدیدا یاد گرفتم از چیزی نترسم.دوست دارم قوی باشم یعنی سعی میکنم... . کم کم دارم یاد میگیرم امید به خدا یه امید واهی نیست درست وقتی ازهمه جا ناامیدی نجاتت میده . گر نگهدار من ان است که من میدانم شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد [لبخند]

نيلوفر

سلام سلام سلام سلام به روي ماه ِ مهربون و مثبت خودت [خجالت] خوبي و مثبتي از خودتونه كه من و اينطور مي بينين... ترس= برادر ِ مرگ هميشه سعي كن شجاع باشي مثل ِمن[زبان] يه سوسك مي بينم تا دو روز تپش قلب دارم [خنده][نیشخند]

سیب

امان از امید الکی... نمیاد ... پاشو بابا جمش کن از سوراخی بیا بیرون... والا... شده حکایت ماها...

وفا

رفتید تو زانر وحشت...[چشمک][زبان]

رندك

اميد واهي نيست مياد منتظرش باش ولي از تو سوراخ بيا بيرون بياد بري استقبالش تا بياد[زبان]