یه فال گردو

این وبلاگ موضوع خاصی نداره تنها موضوع مشترک بین مطالب، نویسنده متن هاست

 
جیگر
نویسنده : محمد - ساعت ٤:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٩
 

شیش سیخ جیگر سیخی شیشِ زار

همشو هم خام خام میخورم

وقت نیست عجله دارم

بچم رو گازه

 


 
 
شاد و شنگول
نویسنده : محمد - ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۱
 

داریم خصمانه بهم نگاه میکنیم

لخت و سلیت دراز کشیده رو تخت

خجالت مجالت هم که خبری نیست

مامانش داره پمپرزشو عوض میکنه

جای دندونام روی دست و پاش معلومه

همچنین جای پنگولای اون رو صورت من

{از این به بعد شاهد یک مکالمه بصری هستین}

{در ضمن برای خلاصه نویسی محمد((م)) و فینگیل((ف)) میشه}

م: شانس اوردی مامانت اینجاست وگرنه دوباره گاز گازیت میکردم!

ف: اوهوکی! عمو الکی جیک جیک نکن جوجه که دندون نداره

م : باشه  موقع شمردن جوجه ها هم میرسه

ف:-- در آوردن صدایی ناهمگون که قابل نوشتن نیست --

م: ای بی ادب!  (البته مامانش گفت ای جووونم!{#emotions_dlg.e41}بیچاره هنوز نشناختش)

ف: شانس بیاری پنگولم بت نرسه جوجه دانشجو!

مامانش یک لباس ناز تنش کرد و از عطر خودشم زد به لباسش

نتیجه شد کلی ذوق با دو تا عطسه نخودی

الان دقیقا شده یه گرک در لباس ببعی و منِ شنگول دوباره گول خوردم

با لپ هاش چنان منو افسون کرد که دشمنی از یادم برفت

رفتم که ببوسم روی ماهشو ،اما اون که  فراموش نکرده بود

م : آآآآخ، ای پدر سوخته میکشمت!!!!!

و خنده های اون از ته دل که باعث میشه بیشتر تمارض کنم