یه فال گردو

این وبلاگ موضوع خاصی نداره تنها موضوع مشترک بین مطالب، نویسنده متن هاست

 
شطرنج
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢
 

شاه داشت پیروز کارزار میشد که ناگهان ورق برگشت

سیمین رخ رهسپار میدان نبرد شده بود

کسی یارای مقابله با او رانداشت

اسب سواران و پیل بانان همه پیش از نبرد به خاکش افتاده بودند

او همه را به نیستی فرمان داد!

شاه مانده بود و سربازش

سرباز پیاده با غرشی سویش دوید تا کارش را یکسره کند

اما یاران سیمین رخ امانش ندادند و تمام  

فقط شاه سیه رو مانده بود

که او نیزدر همان نگاه اول چون سوارانش

مات و مبهوت آن افسانه رو گردید

سیمین رخ وقعی ننمود و به خاک مذلتش افکند

و به فکر فرو رفت که چرا