یه فال گردو

این وبلاگ موضوع خاصی نداره تنها موضوع مشترک بین مطالب، نویسنده متن هاست

 
همه چی از اول
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦
 

آهای تنبلا پاشین ببینم!

زمستون تموم شد، بهار اومده

خوردن و خوابیدن بسه

باید برای زمستون آینده آذوقه جمع کنیم

نکنه دوست دارید  داستان ملخ و مورچه رو دوباره براتون تعریف کنم!؟

 

پ ن: یکی از رموز موفقیت، کمتر تلویزیون و کارتون نگاه کردنه البته من که از نا موفق ترین افرادم. یکی ازون دو بعدی ژاپنی در پیت ها بود که توش مورچه کل تابستون رو به کار و جمع کردن غله گذروند در عوض ملخه همش خوشگذرونی میکرد تا زمستون شد ملخه اومد جلو خونه مورچه گفت: مورچه جونم بهم یکم غذا بدهخجالت مورچه گفت:[سانسور شد] خلاصه ملخ قصه ما یخ زد و شد آذوقه سال بعد مورچه