یه فال گردو

این وبلاگ موضوع خاصی نداره تنها موضوع مشترک بین مطالب، نویسنده متن هاست

 
مبل های که کسی دوستشون نداشت
نویسنده : محمد - ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٦
 

مبل های  راحتی قدیمی رو سمسار مفتی هم نمیبره

مامورهای شهرداری هم گفتن نمیبریم

خب چی کار میشه کرد؟

دو نفره رو تیکه تیکه کردیم و هر شب یه تیکه ازون رو گذاشتیم سر خیابون اصلی

مامورا شهرداری اونجا دیگه مجبورن ببرن

ولی چون همه وسایل قدیمی اصولا کیفیت بهتری دارن برای تیکه تیکه

کردنش پدر صاحابمون درومد،دستام زخم شد، لباسم پاره شد، دمپاییم

سوراخ شد خلاصه مکافاتی بود. سر شب بابام گفت فردا اون دوتا تک نفره ها رو هم تیکه کنیم گریه

ولی من گذاشتم بخوابه و همین یه دقه پیش رفتم با کلی مکافات هر

دوتاشون روگذاشتم سر کوچه.

چقدرم سنگین بودن ، کار یه نفر نبود واقعا!!!اوه

مامورا شهرداری دو تا خیابون پایین تر بودن که دومی رو گذاشتم

اموات عزیز شرمنده امشب باید بندری بزنین

شایدم چون سالم بودن یه پدر بیامرزی نصیبمون بشه

البته احتمال گزینه دوم ضعیف ترهنیشخند

 

بیست و چهار ساعت بعد نوشت: به دلایلی دوباره مبل ها به خانه مان برگشتنخنثی