یه فال گردو

این وبلاگ موضوع خاصی نداره تنها موضوع مشترک بین مطالب، نویسنده متن هاست

 
تبریک
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٥
 

 

هوراروزمان مبارکهورا

 


 
 
عشقولانه
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٤
 

وقتی که لب هات روی لبامه

وقتی که دستات روی لبامه

وقتی پاهات هم روی لبامه

حالا مطمئن شدم،سوسکی عزیـــزم!

[پرش از تو رختخواب در عرض 0.0001 ثانیه در حال زدن به سر و صورت]

داد داد داد   این خاله سوسکه

تف تف تف    عشق منو برده

 

 

* باید با آواز بخونیش تا بشه اگه رو میز هم رینگ گرفتی بهتر میشهزبان

*امید داشتم که حداقل خاله سوسکه بود نه عمو سوسکه آخه مرد و زنشون رو بلد نیستم

*راستی میشه به جرم تجاوز به عنف ازش شکایت کرد؟ وکیل داریم در جمع دوستان؟


 
 
نوشابه زرد
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٤
 

ساعت 2 شب، همه جا تاریک و ظلمات، و حرکت محمد برای نیل به هدفی بزرگ!

[شپلق - تلق - پوک ]

صدا از تو اتاق: محمـــــــــــــد!!! داری چیکار میکنی نصف شبی؟

محمد [در حالی که پاش رفته تو سینی چایی که قرار بود سر شب بزاره تو آشپزخونه]:

هیــچی! خواستم مطمئن بشم در حیاط رو قفل کردم

یه دقه بعد صدای باز شدن در یخچال و صدای پیسسسسسسسسسسسسسسس

صدا از تو اتاق:به بطری نوشابه دهن نزنیا من سرما خوردم!

محمد:خیلی نامردی!!

محمد ناامید و غمگین به شیرینش نگاه میکرد که بدست خسرو افتاده بود و باید کوهی رو بخاطرش جابجا میکرد

محمد:قلوپ قلوپ قلوپ قلوپ

اصلا مزه نداد آخه بی وجدان گازشم گرفته بود

 


 
 
دارو
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٤
 

"با توجه به دستور پزشک در محل استعمال گردد"

فکرشو بکن مثلا در بازار محل استعمال بشه

 

پ.ن. زورکی: پشت بعضی دارو ها مخصوصا پماد ها مینویسه در محل استعمال گردد

سوال اینه که این محل کجا میتونه باشه؟ بازار؟ مدرسه ؟خیابون؟ خلاصه محل کجاست که در اونجا استعمال شود

پ.ن.اختیاری: دوباره دچار مبهم گویی شدم یعنی منظورم رو تو شیش تا پتو میپیچم و ارائه میدم میگی نه؟ برو دو تا مطلب پایین تر رو بخون قضاوت کن


 
 
پیرکس
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۳
 

دیدی بعضی از قلبها چقدر بی استعدادن !

اصلا نمیشکنن



 
 
اشتباهی
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۳
 

چشمان سرایدار پیر کم نور شده بود

اشتباهی جلوی اتاقش بذرگل کاشت

و جلو کاخ  ارباب سبزی!

 

 

پ.ن: ارباب آدم بدی نیستا

 


 
 
بی معرفت
نویسنده : محمد - ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢
 

یادمه تازه  آتاری اومده بود و حاضر بودم برای داشتنش هر کاری کنم

مامانم پرسید: حاضری ما نباشیم عوضش آتاری داشته باشی؟

کمی فکر کردم و جواب دادم :نه!حاضر نیستم

مامانم با ناراحتی گفت : پسرم واقعا لازم بود براش فکر کنی ؟

 


*میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است

 


 
 
شهید
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٩
 

یکی از همرزم های شهید بابایی که دیگه مو سپید کرده بود  داشت

صحبت میکرد درباره ایشون. گفت از شهیدان و زحمتایی که کشیدن چه

مرارت هایی چه پیروزی هایی و چه شکست هایی، همه که تموم شد

گفت یه بار دختر یکی از همرزم هام اومده بود پیشم گفت میدونستی

من یک بار هم بابام رو ندیدم و با این حرفش راهی بیمارستان شدم

بعد مخاطبش رو سلما دختر شهید بابایی قرار داد گفت: سلما جان بخدا

قسم از نگاه بچه های شهدا جرات نکردم تا حالا بچه هام رو ببوسم.


پ ن :میشه کلی بحث کرد در این باره ولی نمیکنم چون کار من نیست نمیتونم

 


 
 
پارسی را پاس بداریم؟
نویسنده : محمد - ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸
 

فکر کنین بالیوود بیاد فیلم جنایی یا مثلا جنگ ستارگان بسازه و هالیوود

بیاد فیلم رقص و آوازی بسازه مثلا برد پیت و آنجلینا جولی دور درخت

بخونن و برقصن و فرت و فرت تو بیابون لباس عوض کنن !

میشه ها ولی یه جوری میشه دیگه اون اصالت و جذابیتشو نداره

{خب باشه بابا اون دوتا بیان برقصن حالا ما یه مثال زدیما!}

مثل حرف زدن خیلی از ماها که اصلا جور نیست با پیشینه ادبی که در

ادبیات داریم یعنی انتظار نمیره اینقدر جلوی واژه هایی که از خارج

میاد شل و ول باشیم

الان دوتا زبان هستن که فارسی رو تحت تاثیر قرار دادن

"عربی" و "انگلیسی"

البته عربی تاثیرش قدیم بیشتر بود والان جاشو به انگلیسی داده

مثلا پدر بزرگای ما به "هواپیما" میگفتن "طیاره" ،یه متن قدیمی رو دیدم

در این رابطه وقتی که فرهنگستان ادب پارسی این معادل رو ارائه کرده

بود و چه قدرمسخرش کرده بودن که هواپیما یعنی چی آخه اینم شد

کلمه؟ بعد مدتی دیدیم که شد خوبم شد

یا واژه "بیمارستان "  جای واژه هایی چون "دارالشفا"و "مریض خانه "رو

گرفت

بعضی وقتا وسواس هایی داریم درباره درست تلفظ کردن مثلا دیگه ضایع

هست بگی آمریکا  باید بگی اِمریکا تا کلاست یهو پایین نیاد

در رشته خودم به وفور دیدم بعضی از دوستان برای نشان دادن تسلط و

سوادشون معادل انگلیسی لغات رو استفاده میکنن  واینو یه جور افتخار

میدونن وجالبه وقتی در مورد موضوع جزیی تر بررسی میکنیم مشاهده

میشه  در واقع سعی میکنن پشت این واژه های شیک بیسوادی

خودشون رو مخفی کنند

البته قبول دارم که بعضی واژه ها خیلی بیقواره معادل سازی شدن ولی

بعضی ها هم اینجوری نیستن و لغات خوبین که میشه جایگزین بشن

یه سری لغات هستند که دیگه جای خودشون رو تثبیت کردن رفت پی

کارش و خیلی خوشحال کننده است مثل :

 

 واژه "یارانه "بجای "سوبسید "

 واژه "همایش"به جای "کنگره" 

واژه "فن آوری"به جای "تکنولوژی" 

واژه "نشانی"به جای "آدرس" 

 

و کلی واژه دیگه که حال ندارم بنویسم . الانم بعضی واژه های خوب  تو

صف هستن و برای اثبات خودشون دارن تلاش میکنن مثل:

 

"بالگرد" بجای "هلی کوپتر" 

"پیامک" بجای "اس ام اس" 

"رایا نامه " بجای "پست الکترونیک یا ایمیل" 

 

خلاصه مطلب این که خیلی خوبه جلو واژه های جدید که ارائه میشه

گارد نگیریم و ازشون استقبال کنیم و خیلی هم بهتره که فرهنگستان

هم یکم برای ارایه جایگزین ها دست بجنبونه تا زبانمون مثل خیلی از

زبان های آفریقایی و تا حدی زبان هندی نابود یا درب و داغون نشه

پ ن : تاثیر افراد معروف و محبوب هم نمیشه در نظر نگرفت چون خیلی مردم دنبال باحالی هستن و دوست دارن کارای افراد باحال جامعه رو انجام بدن و کافیه یه چیزی باحال نشون داده بشه تا مقبولیتش چند برابر بیشتر بشه. اگه یادتون باشه چند سال پیش تو برنامه مهران مدیری عزیز با بازی رامین ناصر نصیر  با واژه های فرهنگستان شوخی شد و کلی هم باحال بود اما متاسفانه تو ذهن بعضی از مردم این کار مسخره به نظر اومد و استفاده از واژه های معادل مساوی با ضایع بودن طرف داشت که هنوزم تاثیرشو میبینیم هر چند مهران مدیری هم  با معرفی واژه "پاچه خوار"به فرهنگستان کمک کردزبان

یا عادل فردوسی پور که با تمام وجود سعی میکنه از معادل های فارسی استفاده نکنه همه اینا میتونه تاثیر گذار باشه

 

 

 


 
 
عشق
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥
 

عده ای طعمش رو با کیمچی میسنجن

عده ای وصال رو دلیل مرگش میدونن

عده ای چهره ی زرد رو از نشونه هاش میدونن

عده ای وقتی اسمشو میشنون قطره اشک تنها کمکشونه

عده ای بی تفاوت به وجودش سرشون به کارشون گرمه

عده ای ابرازشو فقط با بذل جان بلدن و بعضی هم فقط با شکلات

عده ای هم هزار ساله دارن معنیش میکنن

 

 


 
 
درد روز ولنتاین
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥
 

پناه میبرم به آسمان از شر عشاق  زمینی

در بساطشان که بنشینی میبینی که چگونه برایت

خدا سر میبرند به برکت  عید ولنتاین

ناامید میشوند به یُمن قهر معشوقشان

و توبیخ مهربان ترین مهربانان

 

پ.ن بزرگترین گناه نا امیدی از رحمت خداست


 
 
تغییر
نویسنده : محمد - ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٤
 

سخت بتونی یک مرد جا افتاده رو تکون بدی


 
 
یویو
نویسنده : محمد - ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٤
 

به لطف قهر و آشتی های مدامت، برای خودم برو  بیایی پیدا کردم


 
 
قهرمان
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۳
 

داشتم تو خیابون راه خودم رو میرفتم که تیکه ای نثارم شد

در وصف قشنگ راه رفتنم که ...

من : مردک خجالت بکش!

اون: بخواب بابا سیراابی!!!

من:مگه سیرابی میخوابه!!؟

اون:یعنی الان جواب منو دادی بادمجون!!؟

من:بادنجون چیه بی ادب!

اون:همیین که الان میکارم پا چِشِت! {بوف!!!}

من: {بیهوش پخش زمین}


............... 2ساعت بعد...............

 

من: عمرا اگه رضایت بدم  شیردون! {با لحن سوسولی بخون}

اون: در حالی که از تیکه با حال من از خنده روده بر شده میگه   بابا بیخیال حالا ما یه شوخی کردیم. شرمندتم با مرام ،با مزه، خیلی باحالی

حیف دیر شناختمت  به چی قسم  به کی قسم مریدتم

 {چند تا ماچ از نوع چندش و سپس حمله به دست و پا برا بوسیدن}

افسر کلانتری اصلا حوصله ما رو  نداره:  آقا صلوات بفرستین تمومش کنین!!!

(( الهم صل علی محمد و آل محمد))

و تموم شد.

من هم خوش و خرم با یک بادنجان پای چشم رفتم خونمون تا از

دعوایی که با 4 تا زورگیر برای دفاع از یک آدم مظلوم  داشتم تعریف کنم


 
 
ماشین شناسی محمد
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۳
 

وقتی بعضی ماشین ها رو میبینم یک پیش قضاوت در مورد صاحبش میکنم

مزدا3 : خلاف ملاف

206 : جووون - شرکت بیمه  از دستن کلافه شده

شاسی بلند : مرفه بی درد

سمند : مرد جا افتاده

بنز: بچه حاجی

پورشه:چندش، حتما آدم سالمی نیست

لامبورگینی : آدم فضایی، اگه دختر باشه سریع عاشقش میشم

پراید: مردی به دنبال یارانه

پیکان: انقلوووب! یه نفر انقلوووووووب! ، در حال انقراض

ریو : محافظه کار، قابل اعتماد

سیناد : آی کیو،شیر تو شیر

دوو : یه زمانی برا خودش مرفه بی دردی بوده ها 

ماکسیما: حاجی، مرد شیش سیلندر،صاحب پمپ بنزین

ایکس 33 : مرفه بی درد نما!

هیلمن، ژیان، فولگس قورباغه ای،پژو آخوندی: خود بخود یاد امواتم میفتم

 


 
 
تلاش
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۳
 

کسی که مجبوره رو صندلی چرخدار بشینه انتخاب های کمی داره

اما کسی که مجبور نیست و میشینه ،دیگه تو زندگی هیچ انتخابی نداره


 
 
تهدید
نویسنده : محمد - ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۱
 

تو خوبی، خیلی خوب، ولی یکم مهربون هم باش عزیز دلم

بروکلی هر چه قدرم خاصیت داشته باشه بدون سس نمی خورم

عوضش میرم پیتزا میخورم با نوشابه ی سیاه!!!

دیگه انتخاب با خودته


 
 
شاد و شنگول
نویسنده : محمد - ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۱
 

داریم خصمانه بهم نگاه میکنیم

لخت و سلیت دراز کشیده رو تخت

خجالت مجالت هم که خبری نیست

مامانش داره پمپرزشو عوض میکنه

جای دندونام روی دست و پاش معلومه

همچنین جای پنگولای اون رو صورت من

{از این به بعد شاهد یک مکالمه بصری هستین}

{در ضمن برای خلاصه نویسی محمد((م)) و فینگیل((ف)) میشه}

م: شانس اوردی مامانت اینجاست وگرنه دوباره گاز گازیت میکردم!

ف: اوهوکی! عمو الکی جیک جیک نکن جوجه که دندون نداره

م : باشه  موقع شمردن جوجه ها هم میرسه

ف:-- در آوردن صدایی ناهمگون که قابل نوشتن نیست --

م: ای بی ادب!  (البته مامانش گفت ای جووونم!{#emotions_dlg.e41}بیچاره هنوز نشناختش)

ف: شانس بیاری پنگولم بت نرسه جوجه دانشجو!

مامانش یک لباس ناز تنش کرد و از عطر خودشم زد به لباسش

نتیجه شد کلی ذوق با دو تا عطسه نخودی

الان دقیقا شده یه گرک در لباس ببعی و منِ شنگول دوباره گول خوردم

با لپ هاش چنان منو افسون کرد که دشمنی از یادم برفت

رفتم که ببوسم روی ماهشو ،اما اون که  فراموش نکرده بود

م : آآآآخ، ای پدر سوخته میکشمت!!!!!

و خنده های اون از ته دل که باعث میشه بیشتر تمارض کنم

 

 


 
 
تاریخ
نویسنده : محمد - ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٩
 

بعضی ملت ها با مرور تاریخشون تلخ میشن، اخم میکنن

و بعضی با مرور تاریخشون آه میکشن.

 هستند ملت هایی که لبخند میزنن به گذشتشون

ما هم روزی میشیم تاریخ

و چه خوبه لبخند هدیه بدیم به نسل فردای ایران


 
 
زرنگ
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱۸
 

درس خوندن براش مثل نگاه کردن به خورشیده!


 
 
← صفحه بعد